به سلااااااااااااااااااام به دوستان عزیزم

چیطورین؟

خوش میگذره؟

این روزا حسابی سرم شلوغه وقت نمیکنم زیاد بیام نت.میدونید چیه؟آخه

چهار شنبه عروسی دختر عمومه!

این روزا درگیر خرید و این جور چیزام.البته من خریدامو کردم ولییییییییی

این مامان من یه دست لباس که میخواد بخره ها کل تهرون میگرده تا شاید

بتونه لباس مورد نظرشو پیدا کنه منم که واسه نظر دادن مجبور برم!البته 

به بهونه کلاس زبان نرفتم تو این دو هفته که مشغول خرید و این چیزا

بودم فکر کنم یه یک کیلویی لاغر کردم!بیچاره بابام و داداشمینا که تو این دو

هفته ناهار شامشون معلوم نبود!حالا اینا به کنار از یه طرفم عمم اینا اومدن

خونمون با چهار تا دختر فسقلی که خیلی بامزن!حالا عمم اینا چهار سال

یه بار نمیان تهرانا!

ببببببببببله دیگه اینجوریاس

قابل توجه آقا شهیاد که گفته بود نری یه هفته دیگه بیای!من دارم میرم یه

یه هفته دیگه شایدم بیشتر نیامآخه عروسی زنجان.هم میریم عروسی

هم اینکه یه هفته ای میمونیم پیش مامان بزرگمینا.

واسه همتون آرزوی خوشبختی میکنم.ایشالا یه روز عروسی خودتون

دلم براتون تنگ میشه