چگونه پدر مهمان های نوروزی را در بیاوریم!!!

از قدیم الایام گفته اند که  همیشه بهترین دفاع در  حمله است. پس مجال ندهید و در اولین فرصت ممکن  حمله کرده و به دیدن اقوام و بستگان عزیزتان بروید.  فراموش نکنید که این یک قانون نانوشته است که  اگر گل نزنید گل می خورید!

البته خب برخی هم تفکرات تدافعی دارند و بر این عقیده اند که اول باید گل نخورد و سپس  در ضد حملات کار حریفان (اقوام!) را یکسره کرد. اگر احیاناً جزو این دسته از افراد هستید تهیه یک عدد آیفون تصویری برای منزلتان به شدت توصیه می شود چرا که وجود آیفون تصویری کمک بسیار زیادی  به نبودن شما در منزل خواهد کرد!

به تلفن های ناشناس و مشکوک پاسخ ندهید. مخصوصاً  به تماس هایی که از باجه تلفن های اطراف منزلتان گرفته می شود. چرا که ممکن است مورد  عمل انجام شده قرار گرفته و با جمله ی معروف داشتیم از این طرف ها رد می شدیم گفتیم ببینیم اگر هستید یه سری هم به شما بزنیم“ رو به رو شوید!

راستی! تا یادم نرفته این را هم بگویم که حتماً  کاغذی،مقوایی، تخته وایت بردی!، چیزی بر روی درب منزلتان بچسبانید تا یک وقت میهمانان ناکام مانده هوس نکنند خسارتی که قرار بود در صورت بودنتان  به منزل  و خوراکی ها  وارد کنند را  بر روی درب وارد نموده و“ آمدیم نبودید“ شان را بر روی آن حکاکی کنند! حتی می توانید از خودتان سلیقه به خرج دهید و برای هریک از خانواده های فامیل قسمتی جداگانه را در آن کاغذ در نظر بگیرید!

به هر حال از قدیم  و ندیم  گفته اند چیزی که عوض دارد گله ندارد. اگر احیاناً رو دست خورده و این شما بودید که  با درب بسته منزل  اقوام برخورد نمودید سعی کنید بر  اعصاب خود مسلط باشید، با اندکی امید و اعتماد به نفس می توانید از شکست پلی بسازید به سوی پیروزی! حالا نفس عمیقی کشیده و بر روی درب بنویسید:“ آمدیم نبودید؛ نیایید نیستیم!

اقتصادی فکر کنید،  اگر تعداد اعضای  خانواده یکی از بستگانتان کمتر از تعداد اعضای خانواده شماست با آغوش باز پذیرای آن ها باشید و فراموش نکنید که هر دیدی بازدیدی دارد و هر بازی برگشت دارد! راستی فراموش نکنید که گل زده در خانه حریف ۲ تا حساب می شود!!

اگر هم که اصلا  اهل این حرف ها نیستید و به دید و بازدید علاقه مندید پس خواهشاً همان یک بار را بروید کافی است !

داشتن حیوانات خانگی به طور مستقیم با کم تر شدن تعداد  کسانی که در طول ایام نوروز خیال  سوء قصد به منزلتان را دارند در ارتباط است.  اگر اکثریت فامیلتان مذهبی هستند داشتن یه عدد سگ از نوع شلخته  و لوس  که  دک و پوز و کلاً همه جایش را به میهمان ها بمالد! به شدت توصیه می شود. اگر هم  فامیل هایتان وسواسی هستند که از گربه خانگی استفاده کنید. بیشتر جواب می دهد! ضمناً  خواهشاً کمی هم جنبه داشته باشید. چند تا  پسته و بادام دیگر ارزش آوردن کروکودیل  و  اورانگوتان  به خانه را ندارد!

راستی می توانید در صورت لزوم، اقوام سمج فامیل را شناسایی کرده و اسمشان را بر روی حیوانات خانگیتان بگذارید و در حضور میهمانان سمج مذکور، حیواناتتان را به اسم صدا زده  و از آن ها بخواهید به اجرای  عملیات ژانگولر برای میهمان ها بپردازند!  یا مثلا می توانید به سگتان بگویید: «خشایار!؟  گاز نگیر! دهه! پسر بد! »

ساماندهی و پلاک گذاری میوه جات و علی الخصوص پسته ها و بادام های داخل آجیل و تهیه بارکد از جمله سایر اقداماتی است که شما جهت ایمنی بیشتر می توانید انجام دهید! همین طور می توانید در بدو ورود روی میهمان ها برچسب انرژی نصب کنید و تهدیدشان نمایید که اگر زیادی بخورند انرژی زیادتری جذب می نمایند و از طریق برچسب انرژی تابلو می شوند!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن:اینم بخاطر آبجی گلم

آخرای سال و مکافات عید نوروز!

۱-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند. اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!
۲-
خانه تکانی: تکان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی که البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و…) می باشد، نام یک نوع ورزش که در آن مردان “کوزت”وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز کردن خانه می کنند.
توضیح مرتبط:ای کاش به جای این همه خانه تکانی کمی هم به خانه دلمان تکانی می دادیم…
۳-
خرید نوروزی: روزهای کشیدن چک، روزهای حسرت کشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز” بابا من اینو می خوام “،”بابا من اونو می خوام”، روز درک معنی فاصله طبقاتی به کمک تک تک سلولهای بدن.
۴ -
جلو کشیدن ساعت: سنتی قدیمی که  با توجه به تحقیقات بعمل آمده جدید، کنار گذاشته شد. عملی که از ۱۵ سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما امروزه برخی محققان، دریافته اند که این عمل هیچ تأثیری درکاهش مصرف برق ندارد و مردم کشورمان هم در این ۱۵ سال سر کار بوده اند و الکی هی ساعتها را جلو و عقب می کشیده اند!
۵ –
مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی. فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی… البته نه برای جریمه کردن بلکه برای ارشاد رانندگان خطاکار!
۶- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یک خواهش مرتبط: لطفاً در طول
تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری کنید.

۷ – عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است. معیاری مناسب برای سنجش این که هر فرد چقدر دوستتان دارد.
۸ -
رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز کلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی که هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!
۹ -
برنامه های نوروزی تلویزیون: یک سریال عشقولانه که در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی بی”وفا” (که تریپ صحبت کردنش اصلاً به تقلید از”محمد رضا فروتن” نیست) سعی می کند “وفا”دار شود. یک عالمه فیلم سینمایی شامل ۳ تا ماتریکس، یک دونه مرد عنکبوتی و… همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.
۱۰ –
سیزده به در: روزی که جماعت از خانه هایشان به مقصد کوه، دشت و بیابان خارج می شوند. روز طلایی دزدان. روزی که به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شکنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را “روز طبیعت” گذاشته اند.
۱۱-
چهارده فروردین: یکی از روزهای سخت سال. روزی که پس از ۲۰ روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی…
۱۲-
روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس کردن چکها(برای کارمندان محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی که باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترک کنید. روزهایی که قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد

ماجرای جالب هیزم شکن و فرشته

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.

یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "

 فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد.

" تو تقلب كردی، این نامردیه "

هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.

نكته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلایلی که کامپیوتر احتمالا مونث یا مذکر است

دلایل اینکه احتمالا کامپیوتر مونث است:

- به جز خالقش کس دیگری از زبان منطقش آگاه نیست.

- حتی کوچکترین اشتباه شما بیدرنگ وارد حافظه اش شده تا در آینده به منبع از آن استفاده کند.

- زبان رایج مورد استفاده برای برقراری ارتباط با سایر کامپیوترها را دیگران نمیتوانند بفهمند.

- پیام «اشتباه در دستور یا فایل» بدین معنی است که تو نمیدانی چرا از دستت عصبانی هستم و البته به تو هم نخواهم گفت.

- به محض اینکه از فردی تعریف کنید در میابید که نصف حقوق خود را بابت آن مسئله برای خرید لوازم پرداخت کرده اید.

 

دلایل اینکه احتمالا کامپیوتر مذکر است:

- آنها اطلاعات زیادی دارند ولی غالبا غیر قابل مصرف

- مدلهای بهتر همیشه در یک گوشه قرار دارند.

- در ظاهر خوب و عالی به نظر می رسند تا  اینکه به خانه ببریدشان!

- همیشه لازم است یک backup داشته باشید.

- آنها درست هر آنچه را که بخواهید انجام میدهند به شرط اینکه دکمه ی درست را فشار داده باشید.

- بهترین چیزی که دارند بازی است که میتوانید خود را با آن سرگرم کنید.

- برای اینکه توجه آن را جلب کنید اول باید او را راه بیاندازید.

- چراغها روشن هستند ولی کسی در خانه نیست.

- وارد آمدن انرژی زیادی باعث می شود تمام شب از کار بیفتند.

- اندازه شان مهم است.                                

در اداره

- صبح ها برای رفتن سر کار تنبلی نکنید حواستان باشد که در خواب نمی شود کار کرد ولی در محل کار می شود خوابید.

- به رئیس تان سلام کنید(سلامی چو بوی خوش آشنایی با رعایت تمام مخارج حروف)سلام به رئیس تان به طور قطع سلامتی می آورد.

- پشت سر رئیس تان حرف نزنید اگر مردید این حرف ها را جلوی رویش بزنید.

- همیشه حواستان به کفش های رئیس تان باشد مبادا احتیاج به واکس داشته باشد و شما غافل باشید.

- اگر احیانا واکس به همراه نداشتید از قسمت جلوی زبانتان برای برق انداختن کفش ایشان استفاده کنید.

- همیشه پول چایی را پرداخت کنید اما هیچ گاه (پول چای دریافت نکنید)

- اگر میلتان کشید که چایی بخورید خودتان در این راستا اقدامات لازم را انجام دهید.

- به امور زیر میزی از قبیل کفش زیر پایی پایه میز و... توجه نداشته باشید.

- اگر می خواهید از تلفن اداره با دوستانتان تماس بگیرید برای این کار از دوستان داخل کشورتان استفاده کنید.

- زیر آب تان را در جای مطمئن و دور از دسترس همکاران نگه داری کنید.

- برای توجه به مطبوعات ابتدا از جدول های ساده شروع کنید.

- به فرهنگ کتاب خوانی احترام بگذارید. برای مطالعه در حین کار از رمان های کم حجم استفاده کنید آنها که به راحتی زیر پوشه ها و پرونده ها مخفی می شوند همچنین در هنگام کار از توجه به مطبوعات غافل نباشید.

- جدول را با مداد حل کنید.

- مداد را روی کاغذ جوری فشار ندهید که اگر نیاز به پاک کردن شد جایش بماند.

- کاغذ روزنامه نازک است مدادتان را آن قدر تیز نکنید که کاغذ را سوراخ کند.

- اول پاسخ آن دسته از سوالاتی را بنویسید که بعضی از حرف هایشان معلوم شده است.

- روی پاسخ هایی که نمیدانید خیلی وقت نگذارید.سوالات دیگر را پاسخ بدهید آنها خودشان در می آیند.

- پاسخ های طولانی را برای آخر نگه دارید.

- اگر در پیدا کردن پاسخ سوال ۵ افقی یا عمودی(افقی یا عمودی اش فعلا فرقی نمی کند)با مشکل مواجه شدید از رئیس تان سوال نکنید

- وقتی جدول را کامل حل کردید خودتان را کنترل کنید و عربده نزنید.

- وقتی در اداره هستید بخشی از وقتتان را هم صرف کار کردن کنید.

انشای یک پرفسور نیم وجبی در مورد ازدواج

انشا خود را در مورد موضو عزدواج آغاز می كنم
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.:D
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.

ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.
مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده.

مهم اشق است
! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.:D
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود
.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.
البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم.
هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.
زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد.
می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!
اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا!
حتمن از زیر زمینی می ترسید .
ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.
اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.
از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.
عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من.

حکایت

گویند شخصی ده خر داشت.روزی بر یکی از آن ها سوار شد و خران خویش

را شمرد.چون آن را که سوار بود شماره نمی کرد حساب درست نمی آمد.

پیاده شد و شمار کرد.حساب درست و تمام بود.چندین بار در سواری

پیادگی شمارش را تکرار کرد.عاقبت پیاده شد و گفت:سواری به

 گم شدن یک خر نمی ارزد.

 

                                                          علی اکبر دهخدا