بهار

 سلام دوستان

چیطورید؟

این آخرین آپ من تو سال ۸۸ .ولی بهتون سر میزنم.

تو روخدا سر سفره ی هفت سین منو فراموش نکنیدا.

منم به یاد همتون هستم و دعاتون می کنم.

اینم دوبیت شعر بهاری:

 

بوی گل نرگس !؟ نه که بوی خوش عید است

                                            شو پنجره بگشا که نسیم است و نوید است

رو خار و غم از دل بکن ای دوست که نوروز

                                            هنگام درخشیدن گل های امید است

آخرای سال88

سلام به دوستان عزیزم

چیطورید؟

با روزای آخر سال چه می کنید؟

چیزی پیدا نکردم که براتون بذارم این شد که گفتم تو این پست خودم براتون بنویسم.

یه سوال داشتم ازتون؟

سال۸۸ چه طور گذشت براتون؟اگه بخواین یه نمره بدین به سال ۸۸ چه نمره ای میدین؟

واسه من که یه خوبی داشت امسال.اونم این بود که تونستم تو این سال وبلاگمو راه بندازم و 

با شما دوستان خوبم آشنا بشم.

جا داره اینجا از دوستان خوبم الهام جون و علی آقا و آقا هادی یه تشکر ویژه کنم که از ابتدای

تاسیس وبلاگم منو همراهی کردند و می کنند . والبته دیگر دوستانم که به تازگی همراهیم

می کنند خیلی خیلی ممنونم ازتون.

عیدم پپش پیش بهتون تبریک میگم.

راستی برنامتون برای تعطیلات عید چیه؟

ما که تا چند روز بعد از عید تهران هستیم.بعد از اون می ریم زنجان پیش مامان بزرگمینا و بقیه

فک فامیل تا تعطیلات عید و با هم خوش بگذرونیم.

شما ها چه طور؟

البته اجباری نیستا هر کی خواست بگه.

اصلا تو این پست هر چی دلتون می خواد بگید.چه طوره؟

حرف دلم

 

 

روی آن شیشه تبدار تو را «ها» کردم

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

راز بزرگ آرامش

معلم از دانش آموزان خواست تا برای فردا یک کیسه سیب زمینی با خود به مدرسه بیاورند.روز بعد به آنها گفت که روی سیب زمینی هایشان اسم کسی را که از او نفرت دارند بنویسندو داخل کیسه بگذارند.هر چه تعداد نفرت بیشتر بود تعداد سیب زمینی های داخل کیسه هم بیشتر می شد.بعضی ها سه عدد و بعضی ها بیشتر.

معلم از آنها خواست تا زمانی که احساس نفرت در آنها هست سیب زمینی ها را با خود حمل کنند.و هر جا که می روند کیسه سیب زمینی همراهشان باشد.این کار تا یک هفته ادامه داشت.

بچه ها مجبور بودند به سختی کیسه ها را همه جا با خود ببرند و بوی بد سیب زمینی ها را که دیگر گندیده شده بود ند تحمل کنند.آنهایی که سیب زمینی بیشتری داشتند رنج حمل آن بار سنگین را هم باید به دوش می کشیدند.در پایان هفته معلم گفت که این بازی تمام شده و همه از این که دیگر مجبور به تحمل سیب زمینی ها نبودند خوشحال شدند.

معلم از آنها پرسید:((در این یک هفته چه احساسی از حمل سیب زمینی ها داشتید)).همه شروع کردن به گلایه کردن و ابراز ناراحتی از زحمتی که در یک هفته تحمل کرده بودند.

معلم گفت:((کاری که شما انجام دادید مثل به همراه داشتن نفرت و احساس بد نسبت به دیگران است که شما در درون خود حمل می کنید.این احساس و سنگینی ناخوشایند را همه جا با خود می برید. فساد وسنگینی آن باعث کدورت قلب شما می شود.پس بهتر است نفرت را کنار بگذارید تا قلبتان از گناه و سنگینی رها شود و یاد بگیرید که دیگران را ببخشید و بدی هایشان را فراموش کنید تا خودتان آرامش داشته باشید)).

سطرهای سفید

واژه واژه

              سطر سطر

صفحه صفحه

                        فصل فصل

گیسوان من سفید می شوند

همچنانکه سطر سطر

صفحه های دفترم سیاه می شوند

خواستی که با تمام حوصله

تار های روشن و سفید را

                                   رشته رشته بشمری

گفتمت که دستهای مهربانی ات

                                      در ابتدای راه

                                                          خسته می شوند

گفتمت که راه دیگری

                                      انتخاب کن:

دفتر مرا ورق بزن!

نقطه نقطه

                   حرف حرف

واژه واژه

                   سطر سطر

شعر های دفتر مرا

                               مو به مو حساب کن

 

                                                            قیصر امین پور

طوطی و کلاغ

طوطی و کلاغ هر دو زشت وسیاه آفریده شدند

طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.

کلاغ هم راضی به رضای خدا بود.

اکنون طوطی در قفس است .

و

کلاغ آزاد...

می خواهید محبوب دیگران باشید؟

۱.شما حتما می دانید که دوست داشتن،علاقه و اعتماد و احترام را نمی توان با پول یا زور و یا تبلیغ یا به زور اسلحه و تفنگ کسب نمود.پس راه درست را انتخاب کنید تا همه دوستتان بدارند.

 ۲.ابراز احساسات نمایید،ولی هرگز ابراز احساسات مصنوعی نکنید ،چون طرف مقابل آن را زود می فهمد،هر چتد ممکن است به روی خود نیاورد.

 ۳.اگر قرار است از فردی انتقاد کنید،بهتر است این انتقاد را از خویش شروع کنید.مثلا بگویید:وقتی من هم در موقعیت شما قرار می گرفتم ،یا وقتی هم سن و سال شما بودم ،همین کار را انجام می دادم.تا طرف مقابلتان فکر نکند دارد مورد تحقیر واقع می شود.

 ۴.تبسم نمایید،ولی هرگز تبسم غیر صمیمی و مصنوعی بر لب نداشته باشید.

 ۵.اگر اشتباهی کردید،حتما به ان اعتراف کنید و پوزش بخواهید ،این کار شما را بزرگ می کند،نه کوچک و به شخصیت شما می افزاید و اعتماد به نفس شما را مضاعف می کند.

 ۶.سعی کنید شنونده خوبی باشید،چون مردم به شنونده ی خوب بیشتر نیاز دارند تا گوینده ی خوب.آن ها خودشان هم حرف هایی دارند که می خواهند بگویند،پس به آن ها فرصت دهید.

 ۷.شما می دانید که عمیق ترین انگیزه در نهاد آدمی ،عطش او برا یمورد تحسین واقع شدن است.پس حسن یابی کنید و دیگران صادقانه بستایید و نکات ارزنده ای را که دروجود آن هاست ستایش و تمجید نمایید.

 ۸.با دیگران آن رفتاری را داشته باشید که انتظار دارید ،آن را نسبت به شما داشته باشند .پس رفتارتان را با عشق و احترام توأم کنید و به همه احترام بگذارید ،تا احترام ببینید.

 ۹.شما اگر با مشت گره کرده به سراغ   کسی  بروید، هم سعی می کند به همان اندازه مشتش را گره کند.پس با پرخاشگری گفتگو و بحث نکنید،خونسرد باشید و عاقلانه رفتار نمایید.با آرامش کارها را پیش می رود نه با جنجال و سر و وصدا.

 ۱۰.هرگز به دیگران حسادت نکنید و بدانید که هر گلی یک بویی دارد .اگر به کسی حسودیتان می شود،به خود تلقین کنید که اگر او جای شما بود و شما جای او قرار می گرفتید،راضی بودید؟مسلمآ نه... شما فقط به همان یک مورد خوب که در اوست حسادت می کنید و به موارد  منفی او دقت نکرده اید.شما حاضر نیستید حتی برای یک ثانیه به جای او باشید.پس با حسادت کردن به خود و دیگران انرژی منفی ندهید و خویشتن را شکنجه نکنید.

 ۱۱.یادتان باشد وقتی کسی را می بخشایید.یعنی دیگر،آن موضوع را به فراموشی می سپارید و هرگز راجع به آن صحبت نمی کنید.

 ۱۲.به همه عشق بورزید،نیکخواه مردم باشید،از موفقیت های دیگران خوشحال شوید،نیک گو باشید و مثبت فکر کنید.وخیلی راحت نکات مثبت و ارزشمند دیگران را به زبان بیاورید و به خاطر آن دیگران را بستایید این کار شما را نزد دیگران بزرگ می کند.

 ۱۳.یادتان باشد که موفقیت ها زودگذر است،پس اگر روزی به آن دست یافتید،آن را به رخ دیگران نکشید و با این کار برای خودتان دشمن تراشی نکنید،و از موفقیت خویش هرگز مغرور نشوید.

 ۱۴.بهترین فرمول ارتباطات این است که آدم ها را همان گونه که هستند قبول کنید،نه آن طوری که شما می خواهید باشند.انسان ها مثل هم آفریده نشده اند.

 ۱۵.سعی کنید حلقه ی شادی را در اطرافتان کامل کنید.همیشه شاد باشید و خوشحالیتان را از هر چیزی بروز دهید و روحیه ی انزواگری را از خود دور کنید.در جمع است که انسان خودش را می شناسد و کامل می شود.

۱۶.همیشه مرتب و تمیز باشید و از عطر و خوشبو کننده های ملایم استفاده کنید،ظاهر آراسته ی شما باعث می شود که اطرافیانتان مجذوب شما شوند.

 ۱۷.در گفتگو های خصوصی دیگران کنجکاو نشوید و در آن مداخله و اظهار نظر نکنید. بگذارید مردم راحت باشند و از اینکه با شما مصاحبت و معاشرت می کنند،احساس خوبی داشته باشند.

 ۱۸.تارخ تولد دوستانتان را به خاطر بسپارید و به موقع با خریدن هدیه برایشان و یا دست کم گفتن تبریک به آنان شادشان کنید.این نشان می دهد که به آنان فکر می کنید و دوستشان دارید.

 ۱۹.هر گاه بیمار یا خسته هستید و حوصله ی زیادی برای رفتن به مهمانی و بودن با دوستانتان را ندارید،هرگز خود را ملزم به این کار نکنید بیماری و خستگی شنا در روحیه ی آن ها هم تاثیر می گذارد و از معاشرت با شما لذت نخواهند برد.

 ۲۰.در سلام کردن به دیگران پیش دستی کنید.حتی اگر به دشمن فرضی تان هم به گرمی سلام کنید، کم کم با شما مهربان خواهد شد پس غرور بی جا نداشته باشید.

۲۱.سعی کنید با افرادی که دارای اعتماد به نفس بیشتری دارند،بیشتر تماس بگیرید و از کسانی که به شما انرژی منفی می دهند،دوری گزینید.

 ۲۲.سعی کنید خودتان باشید.ساده و صمیمی باشید و هرگز نقش بازی نکنید.شما خوب می دانید که کسانی که نقش بازی می کنند در شرایط خاصی که برایشان پیش می آید و بالاخره حقیقت خود را نشان می دهند گاه مُهر چند شخصیتی به آن ها می خورد و مردم آن ها را کسانی متزلزل به شمار می آورند.

 ۲۳.آنقدر با دیگران صمیمی شوید که احترام خود را ازبین نبرید تا به خود اجازه دهند به حریم شما تجاوز نموده و پا از گلیم خویش فراتر نهند و به شما اهانت و بی احترامی روا دارند و یا اجازه دخالت در امور شخصی شما را پیدا کنند.

 ۲۴.وقت شناس باشید وقتی با کسی قرار دارید سعی کنید قبل از او سر قرار حاضر شوید و بدین وسیله به او بگویید که برای او قول و قرار و وقتش ارزش قائل هستید،پس هماره وقت انجام کارها  را در نظر بگیرید و زمان مناسب و لازم برایش بگذارید.

 ۲۵.در برخورد با اطرافیانتان و دوستانتان سعی کنید ابتدا اسم کوچک آن ها ار یاد بگیرید و با آن اسم صدایشان کنید و بدانید وقتی کسی را با نام کوچکش صدا می زنید نشان می دهید که با او صمیمی هستید و فرد مقابل شما از اینکه شما نام اور ا صدا می زنید خرسند می شوند.همه دوست دارند که نام خود را با احترام از زبان دیگران بشنوند.